یبارم یذره سفره ی دلمو باز کنم (موقت) - تاریخ: 1402/1/19 ساعت: 20:18
یکسال پیش ،با وجود دعواهای بسیار و حرف همو نفهمیدن والتماسای من و فهمیدن اینکه چقدر دوسش دارم ،درست توی بدترین زمانی که تصمیم گرفته بودم از سرکار استعفا بدمو برای پزشکی که ارزوم بود تلاش کنم و درس بخونم ،بعد از دو سال با هم بودن ... گذاشت و با بی رحمی تمام و با بدترین حرفا، رفت ...منی که به عشق و عا...
هشتادو یک - تاریخ: 1402/1/6 ساعت: 18:48
دو سه هفته پیش هم با آزی رفتیم یزد
هشتاد - تاریخ: 1401/12/7 ساعت: 13:47
و خیلی مرموزانه و بی سر و صدا ۳ روز رفتم تبریز و برگشتم ... و میشه گفت حس و حال جالبی بود . + نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند ۱۴۰۱ساعت 22:55&nbsp توسط نیوشآهـ  |  Adblock test (Why?)
هفتادو هَش - تاریخ: 1401/11/18 ساعت: 8:37
[unable to retrieve full-text content]تخم مرغا که کچلن ، پس شونه واسه چیشونه؟
هفتادو نُه - تاریخ: 1401/11/18 ساعت: 8:37
۲۶ سالگی قشنگه برخلاف تصورم ، ۱۲ روزه که واردش شدم و ۱۲ روزه که روزام خوب گذشته . + نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن ۱۴۰۱ساعت 10:32&nbsp توسط نیوشآهـ  |  Adblock test (Why?)
هفتادو پنج - تاریخ: 1401/11/5 ساعت: 12:40
فاکینگ روزمرگی ... سرکار خونه خواب ، دوباره تکرار ... و مقدار خیلی زیادی فکر کردن به گذشته ، حال و آینده ! + نوشته شده در  چهارشنبه هفتم دی ۱۴۰۱ساعت 22:22&nbsp توسط نیوشآهـ  |  Adblock test (Why?)
هفتادو شیش - تاریخ: 1401/11/5 ساعت: 12:40
[unable to retrieve full-text content]چند ماهه که یه دوست تبریزی شده مرهم این روزام ؛) #چای_نبات
هفتادو هف - تاریخ: 1401/11/5 ساعت: 12:40
مغزم درد گرفت وقتی فهمیدم رییس داروخانه که همش در حال نماز و خدا پیغمبریه با وجود زن و بچه های بزرگ ، دوست دختر پنهانی داره ...... و صندوقدار لر و جوونی که بهش میخورد چشم و گوشش بجنبه ، توی سن جوونی بخاطر فوت ناگهانی برادرش به رسم شهرشون مجبور به ازدواج با زن برادرش که یه بچه هم داشتن میشه! و جوونی ...
هفتاد - تاریخ: 1401/4/1 ساعت: 12:34
دیشب خواب دیدم یه قاصدک بزرگ پیدا کردم به اندازه ی یه توپ بسکتبال ! گرفتمش توی دستم و شروع کردم به ارزو کردن این دوتا : توی مسیر عشق با یه آدمی که انسانیت داشته باشه قرارم بده ، و سلامتی خانوادم :/ ! + نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد ۱۴۰۱ساعت 19:46&nbsp توسط نیوشآهـ  Adblock test (Why?)
هفتادو یک - تاریخ: 1401/4/1 ساعت: 12:34
توی جمعای خانوادگی معمولاً شرکت نمیکنم ، اما سالی یه بار پیدام میشه با پیشنهادای جالب :)) ، امروز به پیشنهاد من کافه رزرو کردیم با ۱۶ نفر شامل دخترا و نوه ها و نتیجه ها (خانومانه) بریم تولد ۸۶ سالگی بزرگ ترین فرد خانوادمونو جشن بگیریم سورپرایزی (مادربزرگِ مادرم) . آخ که عجیب عشق است این زن
هفتادو دو - تاریخ: 1401/4/1 ساعت: 12:34
[unable to retrieve full-text content]یه سوال برام پیش اومده ! سینـه ی قبرستون سایزش چنده؟
۹_ - تاریخ: 1399/1/6 ساعت: 6:44
تا آخرین نفس منتظرِ مرگش هستم و روز مرگش خوشحالم .
۸_ - تاریخ: 1398/11/22 ساعت: 5:06
یاد بگیریم سرمونو از کیونِxa0زندگی دیگران بیرون بکشیم ؛)
۷_ - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:15
بدترین قسمتِ کارمند داروخونه بودن اونجاییه که باید فرق کا~ندوماروxa0توضیح بدی به مشتری =|
۳_ - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 20:08
من ۴۰ هزار تومن پول قهوه ندادم که طرف بگه فنجون نعلبکی رو کجا میبری /:) :))
۴_ - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 20:08
با کسی که چُسیده میشه مدارا کرد ! ولی با کسی که خودشو زده به چُس کردن هرگز =))
۱_ - تاریخ: 1398/3/13 ساعت: 18:36
این ماشین لباسشویی چرا اینجوری میکنه !سختته نشور خب :/
پیشینه تحقیق اعتیاد به موبایل - تاریخ: 1397/2/6 ساعت: 14:53
[unable to retrieve full-text content] دانلود ادبیات نظری و پیشینه تحقیق اعتیاد به موبایل (فصل دوم پایان نامه) دانلود ادبیات نظری و پیشینه تحقیق اعتیاد به موبایل (فصل دوم پایان نامه) در 41 صفحه در قالب word , قابل ویرایش ، آماده چاپ و پرینت جهت استفاده. xa0
هاح :> - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 23:11
باید بگم این چند روز که دیلیت زدم مشغول باز سازیِ یه وب جدید بودم =)) خدافظی و بازنشست شدن و تاریخ مصرف و این چیزا خزعبلی بیش نبود =)) مرسی که مارا یاری نمودید ولی بروید عمه ی خود را بنمویید =| حامالا _|_ خلاصه که آدرس نمیدم به کسی ، چه قدیمیا چه تو دلیا =)) هر چند هنوز فعالیتی شروع نکردم ولی به محض...
1 _ - تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 21:54
[unable to retrieve full-text content]دوستان شرمنده پستام دیر میاد ، اسپری زدم ^^ #جیزـع